السيد محمد حسين الطهراني

31

معاد شناسى (فارسى)

« من چيزى را نديدم مگر آنكه قبل از آن خدا را ديدم . و نيز روايت شده است كه : قبل از آن و با آن و در آن خدا را ديدم . » ياريست مرا وراى پرده * حسن رخ او سزاى پرده عالم همه پردهء مصوَّر * أشيا همه نقش‌هاى پرده اين پرده مرا ز تو جدا كرد * اينست خود اقتضاى پرده نى نى كه ميان ما جدائى * هرگز نكند غِطاى پرده « 1 » آرى ، چون سالكان راه لقاء خدا با قدم همّت در اين مضمار قدم نهاده و گوى سبق را بربايند ، و دامن از دو جهان تكان داده غير از لقاى حضرت محبوب چيزى را نشناسند ، و مقصد و مقصود و هدف و معبود خود قرار ندهند ، و از درجات اخلاص برآيند تا به مقام مخلَصين و مقرّبين فائز گردند ، و با پاى اصطبار و مجاهدهء با نفس ، از همهء چيزها بگذرند و از ما سِوى الله چشم پوشند ؛ آنها با همه چيز و قبل از همه چيز و بعد از همه چيز خدا را ببينند . دلى كز معرفت نور و صفا ديد * ز هر چيزى كه ديد اوّل خدا ديد هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ . « 2 » « اوست اوّل و آخر ، و ظاهر و باطن ، و او به همهء چيزها داناست . » اينجاست كه از آن شراب ملكوتى نصيب هر كس گردد ، و

--> - عُزْلَةٍ . و بالجُملة هذا مُتواترٌ بالمَعنى . - انتهى . ( 1 ) « مفاتيح الإعجاز » ص 60 ( 2 ) آيه 3 ، از سورهء 57 : الحديد